مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
جمعه 28 دی 1397 :: نویسنده : عبرات
ابو جحیفه، حرث بن عبد اللّه همدانی و حرث بن شرب، می گویند:

روزی در خدمت حضرت علی علیه السّلام بودیم. حضرت رو به فرزند خود امام حسن علیه السّلام نموده و فرمود: مرحبا ای پسر پیغمبر!

دراین حال، فرزند دیگر امام یعنی حسین علیه السّلام وارد شد. حضرت علی علیه السّلام به او فرمود: پدر و مادرم قربانت شود ای پدر فرزند بهترین کنیزان!

عرض کردیم: یا امیر المؤمنین! چرا به امام حسن علیه السّلام آن طور و به امام حسین علیه السّلام این گونه خطاب کردید؟ فرزند بهترین کنیزان کیست؟

امام علیه السّلام فرمود: او گم شده ای است که از کسان و وطن دور و مهجور، و نامش (محمّد) است، و فرزند حسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن حسین علیهم السّلام می باشد.

در این هنگام، حضرت دست مبارک را بر روی سر امام حسین علیه السّلام نهاد و فرمود: همین حسین علیه السّلام.[1]

پی نوشت:
[1] بحار الانوار، ج 51، ص 110.
منبع : داستانهایی از امام زمان(علیه السلام)، ص: 41.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : حضرت علی علیه السّلام، سر امام حسین علیه السّلام، دور و مهجور،
جمعه 21 دی 1397 :: نویسنده : عبرات
نام نهادن زینب(س)
چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام(ص) در سفر بودند. فاطمه زهراء(س) به امیر مؤمنان(ع) عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی(ع) فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی گیرم. صبر می کنیم تا رسول خدا(ص) از سفر باز گردند. پس از بازگشت رسول خدا(ص) از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آن ها با خدا است و من منتظر دستور الهی می مانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.


القاب زینب(س)
حضرت زینب را «عقیله بنی هاشم» نام نهاده اند و عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد. دیگر لقب ایشان صدیقه صغری است. به زن بسیار راستگو، صدیقه گویند، و چون فاطمه زهرا را صدیقه کبری می خواندند و علی(ع) را صدیق اکبر، زینب را صدیقه صغری نامیده اند.لقب دیگر آن بانوی بزرگوار، «عصمت صغری» است، چرا که ملکه پاک دامنی و دوری از گناه را خداوند به او عطا فرموده بود. این بانوی امین و بزرگوار القاب دیگری نیز داشته اند که از آن جمله است: «ولیّةُ الله» و «اَمینةُ الله».

کمالات حضرت زینب
زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری بود و در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا می مانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی بود و در حلم و بردباری، هم سانِ امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسانِ حضرت سید الشهدا.

تربیت حضرت زینب
زینب کبری در حصنِ حصینِ نبوت و خاندان والا مقامِ ولایت و امامت تربیت یافت. از لبان آموزگار وحی، دانش اندوخت و در دامان کرامت، پرورش یافت و از تربیت خمسه طیبه، ادب آموخت.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : زینب کبری، حضرت زینب (س)، ولادت حضرت زینب، جمال زینب کبری روشن،
آیه

الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ[1]

ترجمه
(صابران) کسانی هستند که هرگاه مصیبتی به آنها رسد، می گویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم.


توضیح
این آیه درباره صبر در مصائب و گرفتاری ها می باشد. در منزل «ثعلبیه»، عبداللَّه بن سلیمان و منذر بن مشمعل اسدی به نزد امام حسین علیه السلام رفته و می خواستند خبری را که در مورد شهادت حضرت مسلم داشتند به امام علیه السلام برسانند. آنان پیش امام رفته و گفتند: یا اباعبداللَّه! ما از کوفه خبری داریم. آیا خصوصی به اطلاع شما برسانیم یا آشکارا و در میان جمع؟! امام فرمود: من با همراهانم راز پنهانی ندارم و اینان همگی محرم اسرار من هستند. به امام گفتند: ما از فرد موثقی اطلاع یافتیم که مسلم و هانی در کوفه کشته شده اند! امام چندین بار این آیه را قرائت فرمود: انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ همانا که ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم. بعد فرمود: دیگر بعد از شهادت این عزیزانمان، زندگی دنیا ارزشی ندارد.[2]

نکته ها
صابران، به جای خود باختگی و پناهندگی به دیگران، تنها به خدا پناه می برند. زیرا از دید آنها، تمام جهان کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم. دنیا جای ماندن نیست، خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختی های آن نیز نشانۀبی مهری خداوند نیست. ناگواری ها برای آن است که زیر پای ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حرکت کنیم، بنابراین در تلخی ها نیز شیرینی است. زیرا شکوفا شدن استعدادها، کامیابی از پاداش های الهی را بدنبال دارد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : آیه‏، امام حسین(ع)، مصائب وارده بر امام حسین، روز عاشورا،
سه شنبه 11 دی 1397 :: نویسنده : عبرات
- ای عمر سعد، واقعا قصد جنگ داری؟

- آری.

- با حسین بن علی؟

- آری ای حر، چنان جنگی به راه بیندازم که کمترین نتیجه اش جدایی سرها و دست ها از بدن ها باشد.

با این سخنان که بین حر و عمر سعد رد و بدل شد رنگ از رخسار حر پرید، تصور نمی کرد کار به جنگ بکشد. به گوشه ای رفت و از لشکر عمر سعد کناره گرفت و از شدت درماندگی روی زمین نشست. با خود غرغر می کرد و خودش را لعنت می کرد که چرا جلو راه حسین را بسته بود. با این که امام حر و سپاهیانش را سیراب کرده بود، با این که مشک های آنان را نیز پر کرده بود و حتی اسبهایشان را سیراب کرده بود، او آب را بر روی حسین و یارانش بسته بود. درونش پر از غوغا و آشوب شده بود. اشک ندامت امانش نمی داد، مهاجر بن اوس که حر را تنها دید به نزد او رفت و گفت: فرمانده، چه شده؟ چرا هراسانی؟ زانوهایت چرا می لرزد؟ اگر کسی سراغ شجاع ترین مرد را می گرفت تو را نشان می دادم. ولی این حالت تو مرا به شک انداخته است، چه خبر شده، چرا این گونه ای؟

- مهاجر، خود را بین بهشت و جهنم می بینم، خدا شاهد است که هیچ چیز را بر بهشت ترجیح نمی دهم، حتی اگر بدنم را قطعه قطعه کنند و بسوزانند.

این را گفت و برخاست. او تصمیمش را را گرفته بود و چه تصمیم دست و بجایی! اسبش را هی کرد و به سمت سپاه امام رفت. در راه اشک می ریخت و با خدای خود راز و نیاز می کرد: ((خدایا، به سوی تو بر می گردم، توبه مرا بپذیر، دل فرزند زهرا، دختر پیامبرت را به وحشت انداختم، خدایا، اکنون دلم شکسته است و پشیمانم، مرا ببخش.))

به نزد امام حسین (علیه السلام) رسید. سرش را از خجالت و شرم به زیر افکنده و گفت: ای پسر رسول خدا، من کسی هستم که مانع برگشتن تو به شهر و دیارت شدم، فکر نمی کردم که این از خدا بی خبران کار را به جنگ برسانند، اکنون پشیمانم، آیا مرا می پذیری؟ آیا خدا توبه ام را قبول می کند؟


ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه
برچسب ها : امام حسین علیه السلام، حُر، سپاه امام، جنگ،
هشام بن سالم: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: کسی که خودش به واسطۀ بیماری یا مشکلی نتواند به زیارت امام حسین علیه السلام برود و در عوض شخصی دیگر را روانه کند(هزینه هایش را بدهد)، چه اجری دارد؟

امام صادق علیه السلام فرمودند:

1. به ازای هر درهمی که خرج کند، خداوند همانند کوه اُحد برایش حسنه می نویسد.

2. چندین برابر آنچه هزینه کرده را در همین دنیا به او برمی گرداند!

3. بلاهایی را که فرود آمده تا به او برسد، از او می گردانَد و از وی دور می کند و مالش حفظ می شود.

هشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع:.. قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ یجَهِّزَ إِلَیهِ وَ لَمْ یخْرُجْ لَعَلَّهُ تُصِیبُهُ لِقِلَّةِ نَصِیبِهِ قَالَ: یعْطِیهِ اللَّهُ بِکلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ- مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یخْلِفُ عَلَیهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ وَ یصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِیصِیبَهُ وَ یدْفَعُ عَنْهُ وَ یحْفَظُ فِی مَالِهِ.[1]

پس اگر جا مانده از قافله عشق حسینی در پیاده روی زیارت حسین به هر علتی توفیق نشد. بی نصیب نمی مانیم. چرا که امام صادق علیه السلام بشارت داده است. به شرطی که در مسیر حسین قدم برداریم و برای زائر حسین هزینه کنیم. گرچه به یک درهم و دینار، باشد.

پی نوشت:
[1] ابن قولویه، کامل الزیارت، ص129.
منبع : کامل الزیارت، ص129.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت، حسنه، امام صادق علیه السلام،
جمعه 23 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:

در زمان حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام شخصی به نام عبداللّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.

امام حسین علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیّتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می کند.

امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.

زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می گفت: لبّیک یا ابن رسول اللّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤمنین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده ای.[1] .

1- بحارالانوار : ج 44 ، ص 183، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4 ، ص 51 ، س 6.
منبع : چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین علیه السلام ، عبدالله صالحی.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : موجودات، گناه، تب، حقّانیّت، رسول اللّه، اهل بیت،
سه شنبه 20 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
راستی همه انسان‏ها خدمت دیگران را به خویشتن تحسین می‏نمایند، به ویژه زمانی که نیاز و حاجتی مطرح باشد و اگر کسی به آن بی‏ اعتنایی نماید، او را سرزنش نموده و انتظار خدمت از او دارند. لذا در روایت نورانی حضرت امام حسین علیه السلام مطلب این‏گونه تشریح گردیده است: «وَ اعْلَمُوا اَنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلیکُم مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَیکُم فَلا تَمِلُّوا النِّعمَ، فَتَحَوَّلَ نَقِماً [1] ؛ ای مردم بدانید! به درستی که نیازهای مردم به سوی شما از نعمت‏های خداوند است، پس نعمت‏های او شما را خسته نکند، سپس تبدیل به عذاب و گرفتاری می‏گردد».

راستی اندیشه حسینی در قبال در خواست‏های مردم در بالاترین اوج بیان و ارزش قرار گرفته است. باید دوست داران و محبان امام حسین علیه السلام کمیته رسیدگی به نیازهای مردمی را تشکیل دهند، تا از نعمت‏های الهی قدردانی نموده و تأمین حوائج مردم را از بزرگترین خدمت‏ها دانسته و سیره آن امام همام را پیگیری نمایند. حضرت امام حسین علیه السلام فرمود: فَمَنْ تَعَجَّلَ لأَخیهِ خَیْراً وَجَدَهُ اِذا قَدِمَ عَلَیْهِ غَداً وَ مَنْ اَرادَ اللَّهَ تَبْارَکَ وَ تَعالی بِالصَّنَیعَةِ اِلی اَخیهِ، کافَأَهُ بِها فی وَقْتِ حاجَتِهِ وَ صَرَفَ عَنْهُ مِنَ بَلاءِ الدُّنْیا ما هُوَ اَکْثَرُ مِنْهُ وَ مَن نَفَسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ وَ مَنْ اَحْسَنَ، اَحْسَنَ اللَّهُ اِلَیهِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحسِنینَ؛ [2]  پس کسی که برای برادرش (برادر دینی و نسبی) در کار خیری عجله کند، کوشش نماید، تا خواسته او برآورده شود) فردا (روز قیامت، یا در دنیا و یا در هر دو مکان) آن خوبی‏ ها را می‏ یابد. زمانی که برای برادرش پیش فرستاد و کسی که به وسیله خدمت به برادرش خداوند تبارک و تعالی را اراده نماید. خداوند در وقت نیاز او را کفایت می‏کند و بلاهای دنیا را که بیشتر از خوبی‏ های آن است، از او برمی‏گرداند. و کسی که مشکلات انسان با ایمانی را بکاهد، خداوند سختی‏ های دنیا و آخرت او را گشایش می‏دهد. (مشکلاتش را حل می‏کند) و کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند به او خوبی می‏نماید و او نیکوکاران را دوست می‏ دارد».

پیام‏ ها

1. گشایش مشکلات مردم موجب نزول رحمت الهی برای انسان و دفع و رفع بلاها می‏گردد.

2. رد کردن نعمت، ناسپاسی و موجب مجازات انسان می‏گردد.

3. انسان باید از رجوع مردم خسته نشود. بلکه باید شاداب گردد، تا لیاقت محل نزول نعمت‏ های خدادادی را به دست آورد.

4. کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند پاداش دهنده اوست.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : مردم، خدمت رسانی، امام حسین علیه السلام، فقیر، مسؤلین کشوری،
جمعه 16 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
(مفضّل بن عمر) نقل کرده که: حضرت ابو عبداللّه (ع) فرمودند: گویا می بینم که فرشتگان با مؤ منین بر سر قبر حضرت حسین بن علی (ع) ازدحام کرده اند.

راوی می گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را می بینند؟

حضرت فرمودند: هرگز، هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤ منین بودند، حتّی با دست هایشان به صورت های آنها مسح می کشند. سپس امام (ع) فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین (ع) نازل می فرماید و خدمتکاران ایشان فرشتگانند.

هیچ بنده ای از بندگان خداوند حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال درخواست نمی کنند، مگر آنکه خدا به او عطاء می فرماید.

راوی می گوید: عرض کردم: به خدا قسم این کرامت می باشد.

امام (ع) به من فرمودند: ای مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟

عرضه کردم، بلی سرور من.

حضرت فرمودند: گویا می بینم تختی از نور را که گذارده اند و بر روی آن قبّه ای از یاقوت سرخ زده شده که با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین (ع) بر روی آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت نود هزار قبه سبز زده اند و مؤ منین آن حضرت را زیارت کرده و بر آن جناب سلام می دهند.

پس خداوند متعال به ایشان می فرماید: ای دوستانم از من سؤ ال کنید و بخواهید، پس زیاد اذیت شدید و خوار و مقهور گردیدید، امروز روزی است که حاجتی از حاجات دنیا و آخرتتان را از من درخواست نکرده، مگر آنرا روا نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت می باشد، پس به خدا قسم کرامت و احسانی که زوال نداشته و انتهاء آن را نمی توان درک کرد همین است.[1]


پی نوشت :
[1] ترجمه كامل الزیارات ص 443.
منبع : برگرفته از کتاب داستانهایی از فضیلت زیارت امام حسین (ع)،علی میرخلف زاده .





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام، مؤمنین، زوّار امام حسین (ع)، حاجات دنیا،
سه شنبه 13 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:

در زمان حضرت اءبا عبداللّه الحسین علیه السّلام شخصی به نام عبداللّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.

امام حسین علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می کند.

امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.

زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می گفت: لبّیک یا ابن رسول اللّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤ منین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده ای.[1]

مرز پیروی از پدر

روزی عبدالرّحمان فرزند عمرو بن عاص با عدّه ای در محلّی نشسته بودند، که امام حسین علیه السّلام از جلوی آن ها عبور نمود، در همان حال عبدالرّحمان گفت: هرکس می خواهد به بهترین شخص در زمین و آسمان نگاه کند، به این رهگذر نظر نماید.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، موجودات، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، نافرمانی و معصیت،
شنبه 10 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
فقط عاشورا بخوان!
چهار سال از رحلت علامه امینی می گذشت که شبی پسر بزرگش دکتر محمد هادی او را در خواب دید. پدر، شاد و خندان بود. محمدهادی می پرسد «آقاجان! در آنجا کدام عمل موجب نجات شما شد، کتاب الغدیر یا سایر تألیفات، یا تأسیس بنیاد کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)؟» پدر لحظه ای تأمل کرد و سپس فرمود «فقط زیارت ابی عبدالله الحسین(ع)» محمدهادی می گوید «شما می دانید روابط ایران و عراق تیره است و راه کربلا بسته، چه کنیم؟» علامه پاسخ می دهد «در مجالس عزاداری امام حسین(ع) شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین(ع) را به تو می دهند.» و بعد از لحظاتی بار دیگر رو به محمدهادی می گوید «پسر جان! در گذشته بارها یادآوری کردم و الان هم به تو توصیه می کنم زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان فراموش مکن...»

خوب شدم
صبح یکی از روزهای سال 1357 بود. مرحوم محدث قمی به همراه خانواده در نجف اقامت داشت. آن روز صبح وقتی پسر بزرگش برای رفتن به مدرسه حاضر می شد متوجه شد که پدر حال خوشی ندارد. جلو رفت و از احوال او پرسید. پدر گفت: «امروز چشمم به شدت درد می کند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم» و سر به زیر انداخت و با ناراحتی گفت: «شاید خاندان پیغمبر(ص) مرا از خود طرد کرده باشند.» پسر نمی دانست چه بگوید، کمی پدر را تسلی داد و با عجله به سمت مدرسه رفت. ظهر که به خانه برگشت با کمال تعجب دید که ایشان، سر حال مشغول نوشتن است، پرسید «چشمتان بهتر شد؟»، محدث قمی پاسخ داد «درد به کلی رفع شد.» و ادامه داد «وضو گرفتم، مقابل قبله نشستم و کتاب کافی (شیخ کلینی) را به چشم کشیدم، درد چشمم برطرف شد» تا پایان عمر پدر به درد چشم مبتلا نشد.

ما عزادار حسینیم!
شهید ایت الله دستغیب می گوید «در زمان مجاورت حقیر در نجف اشرف در ماه محرم سال 1358ق حکومت عراق از بیرون آمدن دسته ها جلوگیری کرده بود. شب عاشورا برای این که در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنی نشود از طرف حکومت، اول شب درهای حرم و رواق را قفل کردند و هم چنین درهای صحن را و آخرین دری که مشغول بستن آن بودند در قبله بود. یک لنگه آن را بسته بودند که ناگاه جمعیت سینه زن هجوم آورده، به صحن آمدند و رو به حرم مطهر آوردند و وقتی درها را بسته دیدند، در همان ایوان مشغول عزاداری و سینه زنی شدند. بعد از مدتی عده ای مأمور به همراه رئیس پلیس آمدند. رئیس با چکمه ای که به پا داشت، توی ایوان آمد و بعضی را زد و امر کرد آنها را بگیرند. در مقابل سینه زن ها هجوم آوردند و او را بلند کردند و انداختند توی صحن و به سختی مجروح اش کردند، اما ترسیدند که قوای دولتی تلافی کنند. برای همین به در بسته حرم امیرالمؤمنین پناه آورده و در حالی که بر سر و سینه می زدند، فریادشان بلند بود که «یا علی فُکَّ الباب» و فریاد می زدند «ما عزادار فرزندت هستیم.»


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، سیل، زیارت، محمدهادی، عزاداری، صحن،


( کل صفحات : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :