کوفه
پس از آنکه ابن سعد اهل بیت امام حسین (ع) را از کربلا به عنوان اسیر به سوی کوفه و سپس شام حرکت داد، فرجام این نوع رفتار با توجه به ظاهر حادثه، باید به نابودی خاندان پیامبر, و پیروزی پایدار حکومت امویان خاتمه می‌یافت.
 
نتیجه ای که شاید در آن روز هر بیننده ای به سادگی آن را پیش بینی می‌کرد، ولی حضور فعّال اسرای اهل‌ بیت در کوفه و شام، به ویژه خطبه های پرشور حضرت زینب (س)، نتیجه را به گونه ای رقم زد که در آخر، یزید سرشکسته و خجلت زده مجبور گردید آنان را هر چه زودتر و با احترام به مدینه برگرداند.آنچه سبب این دگرگونی در دوران اسارت شد، دو برنامه عملی خاندان رسالت بود: یکی ایراد خطبه‌ ها در بین مردم و دیگر پرداختن به عزاداری برای شهیدان کربلا.
 
عبیداللّه از سوی یزید، دستور یافته بود که اهلبیت را در شهر بگرداند تا با تماشای مردم به آنان، قدرت حکومت خود را نمایان سازد. تبلیغات بنی امیّه اسیران را خارجی معرفی کرده بود.هنگامی که سرِ مطهّر امام حسین(ع) و یاران ایشان را بر نیزه‌ها زدند و به همراه اسیران، با وضع دلخراشی در شهر کوفه گرداندند، امویان فضای وحشت ایجاد کردند و شهر را در قبضه مأموران داشتند. نفس‌ ها در سینه‌ ها حبس گردیده بود! چنین فضایی تاریک فریادگری قهرمان و شجاع می‌خواست تا مردم را علیه یزیدیان برانگیزاند.1

خطبه حضرت زینب
(س) در کوفه
در کاروان اسیران، حضرت زینب
(س) در کجاوه خویش به دنبال فرصت بود، تا ضربه مناسب را بر دشمن وارد کند. زینبی که روزگاری برای زنان کوفه درس تفسیر قرآن می‌گفت و پدرش رهبری امّت را بر عهده داشت.زینب (س) پس از حمد و ستایش پروردگار و درود بر پیامبر, و خاندان او، خطاب به آنان فرمود:

ای جماعت نیرنگ و افسون! و بی بهرگان از غیرت و حمیّت! آیا بر ما گریه می‌ کنید!؟ اشک چشمتان خشک مباد و ناله‌ هایتان آرام نگیرد! مَثَل شما مَثَل آن زنی است که تار و پود تافته خود را درهم ریزد و رشته های آن را از هم بگسلد.

شما سوگندهایتان را دستاویز فساد و نابودی خود قرار دادید. شما همانند سبزه ای هستید که در مزبله ها می‌روید، و یا چون نقره ای که روی گورها را بدان زینت کنند، دارای ظاهری فریبنده و باطنی زشت و پلید. برای آخرت خود، بد توشه ای فرستادید! با خشم خداوند، عذاب ابدی وی را به نام خود رقم زدید.

آیا شما (پیمان شکنان) برای حسین (ع)  گریه می‌کنید؟ بسیار بگریید و اندک بخندید که ننگ گریبان گیر شماست و لکّه این ننگ را هرگز از دامان خود نتوانید شست! 2

شما جگرگوشه رسول خدا , و سید جوانان بهشت را کشتید، همان کسی که در جنگ پناهگاه شما بود و در صلح، مایه آرامش شما، در سختی‌ها، امیدتان به او بود و در ستیزه‌ ها به او روی می‌ آوردید.

آیا میدانید که چه جگری از پیامبر شکافتید، و چه پیمانی گسستید و چسان پردگیان حرم را از پرده بیرون کشیدید و چه حرمتی از آنان دریدید و چه خونهایی را ریختید!؟

کاری کردید که نزدیک است از هراس (این حادثه) آسمان‌ ها بپاشند! زمین‌ها بشکافند! و کوه‌ ها فرو ریزند!

آیا تعجب می‌کنید اگر از جنایت تان آسمان خون ببارد!؟ هیچ کیفری از کیفر آخرت برای شما خوارکننده تر نیست، خداوند از شتاب در کارها منزّه است، و از پایمال شدن خون (بی‌گناهی چرا) بهراسد، و او مراقب اعمال ماست و پیوسته در کمین ستمگران.3

فرجام خطبه حضرت زینب
(س) در کوفه
پس از خطبه دختر حضرت علی (ع) ، مردم کوفه شگفت زده دست‌ها را به دندان می‌گزیدند.حضرت زینب
(س) با این خطبه، تبلیغات دروغین بنی امیّه را، که امام معصوم را خارجی معرفی کرده بود، خنثی نمود و مردم کوفه را به خاطر پیمان شکنی، از خواب غفلت بیدار ساخت و برای کوفیان از کیفر الهی اعلام خطر کرد و تأثیری را که ریختن خون‌های پاک در نظام هستی می‌گذارد، روشن کرد.
 
در پایان خطبه، آشوبِ شهر و قیام علیه حکومت احساس می‌شد، بلکه در پی این خطبه، هیجانی به وجود آمد که دیگر آرام نشد تا سرانجام، مردم گرد مختار آمدند و دست به انقلابی زدند که فرزند زیاد و همه شرکت کنندگان در جنایت کربلا را فرا گرفت و آن‌ ها را به دست انتقام سپرد.4
 
بدین روی، فرمانده نیروهای نظامی برای جلوگیری از انقلاب علیه ستمگران، اسیران خاندان پیامبر را به «دارالاماره» مرکز حکومت عبیداللّه بن زیاد فرستاد.

پی نوشت ها :
1- سید بن طاووس، پیشین، ص 192ـ193 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 109.

2- ابی منصور احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، چ دوم، تهران، اسوه، 1416، ص 110ـ112 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 108ـ109 / شیخ عبّاس قمی، نفس المهموم، تهران، کتاب‌فروشی اسلامیه، 1368، ص 247.
3- سید عبدالکریم هاشمی نژاد، درسی که حسین به انسان‌ها آموخت، چ یازدهم، مشهد، هاشمی نژاد، 1369، ص 316.
4- احمد صادقی اردستانی، پیشین، ص 246.