تبلیغات
شُبیر علیه السلام - کوفه

کوفه
جلسات متعدد تفسیر قرآن داشت، کلاسش از همه شلوغ‌ تر بود. معمول زنان کوفه و دختران کوفه خود را مقید کرده بودند که در جلساتش حضور یابند. یکی از روزها، استاد استادان، علم بی پایان، باب ورودی به علم نبی ، حضرت امیر (ع) به صورت ناشناس گوشه ای ایستاد تا درس دخترش را بشنود؛

زمانی که دخترش را دید به جای اینکه خوشحال شود ناراحت شد ولی دختر فهمید علت چیست؛ گفت بابا مادرم همه چیز را برای من تعریف کرده، تعریف کرده توسط همین مردم چه بلاهایی رخ خواهد داد؛ تعریف کرده که چطور شاگردان مزد استادشان را می‌دهند.

همین بس که حضرت سجاد (ع) این نشانه را به او داده (انت بحمدالله عالمه غیر معلمه و فهمه غیر مفهمه).

کلیه حقوق این وبلاگ برای شبیر محفوظ است و هر گونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است