تبلیغات
شُبیر علیه السلام - در راه شام
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
یزید ملعون نامه اى به ابن زیاد لعین نوشت كه: سرها و اسیران را به شام بفرست. چون نامه آن بدترین اشقیا به آن ولد الزّنا رسید، مخفر بن ثعلبه و به روایت دیگر زحر بن قیس را طلبید و سرهاى شهدا را به او داد و ابو بردة بن عوف و طارق بن ابى ظبیان را با گروهى از ملاعین اهل كوفه همراه او كرد و سرهاى آن سروران را به جانب شام روان كرد و حضرت امام زین العابدین علیه السّلام را غل در گردن مباركش گذاشت و مخدّرات عصمت و طهارت را به روش اسیران بر شتران سوار كرد و با شمر و جمعى از منافقان و مخالفان از عقب آن جماعت فرستاد تا به ایشان ملحق شدند.(1)

امام سجاد علیه السلام و زنان اهل البیت با چهارپایان خود به شام رفتند؛ زیرا كه مالها را غارت كرده بودند امّا چهارپایان را با ایشان گذارده بودند و شمر بن ذى الجوشن و مُخفّر بن ثَعْلَبه لعنة الله علیهم را بر ایشان مسلّط كردند و غُل سنگین بر گردن امام سجاد علیه السّلام نهادند. چنانكه دستهاى مباركش بر گردن بسته بودند. امام در راه به حمد خدا و تلاوت قرآن و استغفار مشغول بود و هرگز با هیچ كس سخن نگفت الاّ با زنان اهل البیت علیهماالسّلام.(2)

ﺳﻴﺪ ﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺍﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ (ﻋﻠﻴﻬﻤﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﺍﺯ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﻧﺰﺩ ﻳﺰﻳﺪ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺷﺘﺮﻱ ﻟﻨﮓ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﭘﻮﺵ ﻭ ﺟﻬﺎﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻭ ﻧﻴﺰﻩ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺩﻭﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﻲ‌ﮔﺮﻳﺴﺖ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻴﺰﻩ ﻣﻲ‌ﻛﻮﺑﻴﺪﻧﺪ.(3)

منابع :
1- جلاء العیون ص ۹۷۹
2- منتهی الامال ۱/۹۷۰
3- بحار الانوار ۴۵/۱۵۴


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : امام سجاد علیه السلام، اسیران، شام، اهل البیت، ﻧﻴﺰﻩ،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 25 مهر 1396 10:03 ق.ظ
سلام
خداقوت
ممنون از حضورتون
بازهم یک شهید یک خاطره و یک ختم صلوات
منتظرتونیم
یاعلی
عبراتسلام..موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
امکانات جانبی