تبلیغات
شُبیر علیه السلام - سه سوال

- آقا، شما اهل این شهر هستید؟

- آری، چطور؟

- در این شهر کسی را می شناسی که بخشنده و کریم باشد و بتواند به بیچاره و درمانده ای کمک کند؟

- گدا هستی؟

- نه، مشکلی برایم پیش آمده و نیاز به کمک دارم.

- موقع نماز به مسجد برو، آن جا از هر کسی بپرسی نشانت می دهد. نامش حسین است.

- مرد خوشحال شد و با یک دنیا امید به مسجد رفت. بعد از نماز از فردی که کنارش نشسته بود پرسید: برادر، حسین کیست؟

- همانی که آن جا نشسته است.

مرد برخاست و به نزد او رفت، پس از سلام و علیک گفت: به این شهر آمدم و پس از پرس و جو شما را با عنوان بخشنده ترین فرد نشانم دادند، به همین دلیل مزاحم شدم تا کمکم کنید و از این درماندگی نجاتم دهید.

- چه کمکی از من ساخته است.

- ضمانت کرده ام یک دیه کامل [1] و خونبها بپردازم؛ اما توان ندارم، کمکم کنید، و گرنه بیچاره و بدبخت می شوم.

- ببین برادر، روزی از جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: المعروف بقدر المعرفه؛ بخشش و نیکی باید به اندازه معرفت باشد)). اکنون از تو سه سوال می پرسم، اگر هر سه را جواب دادی همه خونبهایی را که بر عهده تو است می پردازم و اگر دو سوال را جواب دادی دو سوم و چنانچه یکی را پاسخ گفتی یک سوم را.

- ای آقا، خود شما معدن علم و دانش هستید، از من چه انتظاری هست؟ با این وجود بپرسید، اگر توانستم پاسخ می دهم، در غیر این صورت مطلبی از شما یاد گرفته ام.

- می دانی بهترین و بافضیلت ترین عمل کدام است.

- ایمان داشتن به ذات حق.

- آن چیست که انسان را از سقوط در دره هلاکت نجات می دهد.

- اعتماد کردن و تکیه بر خداوند.

- برای مرد چه چیزی زینت است.

- آن دانشی که با صبر و بردباری همراه باشد.

- اگر آن را نداشت، زینت مرد چیست.

- مال و ثروتی که تواءم با مروت و جوانمردی باشد.

- و اگر آن را هم نداشته باشد چه؟

این بار مرد سرش را پایین انداخت و به فکر فرو رفت و پس از چند لحظه سرش را بلند کرد و گفت: فقری که با صبر و شکیبایی همراه باشد.

امام حسین (علیه السلام) لبخندی زد و گفت: آخرین سوال، اگر این را هم نداشت؟

- زینتش این است که صاعقه ای از آسمان بیاید و او را خاکستر کند.

امام حسین (علیه السلام ) خندید و او را به خانه برد و علاوه بر هزار دینار، انگشترش را نیز به او بخشید، سپس گفت: با پولها بدهی ات را بپرداز و با فروش این انگشتر مخارج خود را تامین کن.[2]

از شدت خوشحالی و شادی اشک شوق در چشمان مرد عرب حلقه زد، دست امام را بوسید و او را در آغوش گرفت و در لحظه خداحافظی گفت: ((خداوند بهتر می داند که رسالتش را در کجا قرار دهد.))[3]

پی نوشت ها:
[1] دیه كامل ، خونبهایى است كه قاتل در صورت غیر عمد بودن قتل مى پردازد.
[2] بحارالانوار، ج 44، ص 196 و منتهى الامال ، ج 1، ص 534.
[3] الله اءعلم حیث یجعل رسالته . ((انعام (6) آیه 124)).
منبع : حیات پاکان، مهدی محدثی.


،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اسفند 1396 توسط عبرات

کلیه حقوق این وبلاگ برای شبیر محفوظ است و هر گونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است