مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








جشنواره
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
پنجشنبه 10 بهمن 1398 :: نویسنده : عبرات
فرقۀ وهابیت كه به وسیلۀ محمّد بن عبد الوهاب تأسیس یافت و تحت تأثیر عقاید ابن تیمیه قرار داشت، معتقد است كه نماز خواندن و دعا كردن نزد قبور حرام بوده و شرك است. و نیز تبرك جستن به قبور و دست ساییدن و بوسیدن آنها حرام مى‌باشد. وهابیت به هر مسلمانى كه این اعمال را انجام دهد نسبت شرك و كفر مى‌دهد و آنها را عبادت‌كنندگان قبرها مى‌نامد و عمل آنها را همانند عمل مردم دوران جاهلیت با بت‌هاى خود مى‌داند.

در این نوشتار با اشاره به برخى از عقاید وهابیت كه ذكر شد، با استفاده از منابع حدیثى و كتب اهل سنت به اشكالات آنها پاسخ داده شده و سپس به اثبات عقاید شیعه پیرامون جواز زیارت قبر نبى اكرم صلى الله علیه و آله و ائمۀ اطهار و قبور صالحین و اموات پرداخته شده است.

زیارت در منظومۀ كلى تفكر اسلامى جایگاه خاصى دارد و یكى از برنامه‌هاى عبادى - سیاسى اسلام است كه در مكتب تشیع جلوۀ زیباتر و پرشكوه‌ترى دارد و از محتواى بسیار فنى‌اى برخوردار است. در این نوشتار هدف ما ابتدا اثبات مشروعیت زیارت مى‌باشد و سپس به بیان برخى اشكالات و پاسخ آنها مى‌پردازیم.

دلائل مشروعیت زیارت

زیارت به طور مطلق و بنابر چهار دلیل، امرى مشروع مى‌باشد:

١. قرآن

خداوند تبارك و تعالى مى‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِیماً» 1 هر گاه آنان زمانى كه بر خویش ستم كرده‌اند نزد تو (اى رسول خدا) بیایند و استغفار كنند و پیامبر براى آنان طلب آموزش كند، خداوند را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت.

زیارت نوعى حاضر شدن نزد زیارت شونده است، خواه براى استغفار باشد یا غیر آن. وقتى رجحان چنین عملى در حیات پیامبر صلى الله علیه و آله ثابت شود، همین امر بعد از رحلت او نیز ثابت است، چون پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله داراى حیات برزخى است و سلام زایر را مى‌شنود و اعمال او نزد آن حضرت عرضه مى‌شود.

٢. روایات

دربارۀ زیارت احادیث بسیارى به طریق مختلف و با مضمون‌هاى گوناگون وارد شده است. 2

حدیث اول: از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل شده است كه فرمود: «هر كس قبر مرا زیارت كند، شفاعتش بر من لازم مى‌گردد». 3

این حدیث داراى چهل منبع از كتاب‌هاى اهل سنت است. مؤلفان این كتاب‌ها از حافظان و ائمۀ حدیث مى‌باشند، از جمله:

١. عبید بن محمد الوراق نیشابورى (م ٢۵۵ق)؛

٢. ابن ابى الدنیا ابوبكر القریشى (م ٢٨١ق)؛

٣. ابو احمد بن عدى (م ٣۶٠ق) در كتاب الكامل؛

۴. دار قطنى (م٣٨۵ق) در سنن خود؛

۵. الماوردى (م ۴۵٠ق) در كتاب الأحكام السلطانیه؛

۶ . تقى الدین سبكى (م ٧۵۶ق) در كتاب شفاء السقام 4 این روایت را نقل كرده‌اند.

سبكى شواهدى بر صحت سند این روایت ذكر كرده و در ادامه گفته است: با این دلایل و بلكه با كم‌ترین دلایل، دروغ‌هاى كسى كه مدعى است تمام احادیثى كه در مورد زیارت آمده جعلى است، روشن مى‌شود. آیا او از خدا و رسولش در سخنانى كه قبل از او نه عالم و نه جاهل و نه اهل حدیث و اصلاً هیچ یك از مسلمین به زبان نیاورده‌اند شرم نمى‌كند.

حدیث دوم: پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «هر كس حج گزارد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت كند، مانند كسى است كه در حیاتم مرا زیارت نموده است». 5

این حدیث داراى ٢۵ منبع از كتاب‌هاى اهل سنت است كه به بعضى آنها اشاره مى‌شود: ١. شیبانى (م ٣٠٣ق)، ٢. ابو یعلى (م ٣٠٧ق)، در مسند خود، ٣. ابن عدى (م٣۶۵ق) در كتاب الكامل، ۴ . بیهقى (م ۴۵٨ق) در كتاب السنن، ۵ . ابن عساكر (م۵٧١ق) در تاریخ خود آورده‌اند.

حدیث سوم: پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: «هر كس حج خانۀ خدا را انجام دهد و مرا زیارت نكند، به من جفا كرده است». 6

بسیارى از حافظان این حدیث را نقل كرده‌اند از جملۀ آنهاست: ١. سمهودى (م٩١١ق) در كتاب وفاء الوفاء ٢. قسطلانى (م ٩٢٣ق) در المواهب الدنیه.

٣. عمل اصحاب

١. عمر بن خطاب بعد از فتوحات شام، وقتى وارد مدینه شد، اولین اقدامش این بود كه به مسجد آمد و بر رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام و درود فرستاد. 7

٢. ابن عمر هر وقت از سفر بر مى‌گشت، نزد قبر پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌آمد و مى‌گفت: سلام بر تو اى رسول خدا، سلام بر تو اى ابوبكر! سلام بر تو اى پدر! 8

٣. ابن اعثم كوفى در كتاب الفتوح 9 مى‌گوید: شبى امام حسین بن على علیه السلام نزد قبر جد بزرگوارش آمد و فرمود: سلام بر تو اى رسول خدا، من حسین پسر فاطمه هستم، من از ریشۀ تو هستم و پسر دختر تو مى‌باشم و من نوۀ تو از ناحیه كسى هستم كه تو او را جانشین خود بر امت قرار دادى. پس علیه امت خود شاهد باش اى پیامبر خدا كه آنها مرا رها و تباه كردند و حفظ ننمودند. این شكوۀ من به تو است تا این‌كه تو را ملاقات نمایم.

و نیز شب دوم نزد قبر آمد و دو ركعت نماز خواند، وقتى از نمازش فارغ گردید، شروع به گفتن این دعا نمود: خدایا، این قبر پیامبر تو محمد است و من پسر دختر محمد هستم. برایم امرى پیش آمده كه تو خود آن را مى‌دانى. من دوستدار معروف هستم و از منكر بیزارم و من از تو مسألت مى‌نمایم اى ذى الجلال و الاكرام، به حق این قبر و كسى كه در آن مدفون است، آنچه كه انجام مى‌دهم، رضاى تو در آن باشد. 10

اینها نمونه‌اى از عمل اصحاب بود. مرحوم علامه امینى بیش از چهل قول از علما و فقهاى اهل سنت در استحباب زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و نیز آداب زیارت آن حضرت در كتاب خود آورده است.

۴. عقل

عقل مى‌گوید: تعظیم و بزرگداشت و احترام كسى كه خداوند تبارك و تعالى او را بزرگ داشته، نیكو است و زیارت هم نوعى تعظیم است، زیارت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله كه نوعى احترام به آن حضرت است، از شعایر الهى جایز و نیكو است، چرا كه این عمل بر خلاف میل دشمنان و مخالفان است.

علامه مولى مهدى نراقى در كتاب جامع السعادات پیرامون زیارت مى‌فرماید:

بدان كه نفوس قومى و قدسى، به‌خصوص نفوس پیغمبران و امامان علیهم السلام چون از بدن‌هاى شریف خود رحلت نمودند و از آنها مجرد گشتند، و به عالم تجرد بالا رفتند، و نهایت احاطه و استیلا بر این عالم حاصل كردند، امور این عالم در نزد ایشان ظاهر و منكشف مى‌گردد، و ایشان را توانایى و امكان تأثیر و تصرف در مواد این جهان خواهد بود، پس هر كه به جهت زیارت ایشان نزد قبورشان حاضر شود، بر او آگاهى و اطلاع دارند، به‌خصوص كه مقابرشان محضر ارواح مقدس و والاى ایشان و جایگاه حضور اشباح برزخى و نورانى ایشان است، پس در آن‌جا حاضرند. چنان‌كه قرآن مى‌فرماید: «بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ». 11 بلكه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.

و به آنچه خداوند از فضل و كرم خود به ایشان داده است شادمانند، پس به زایران قبور خود و حاضران آرامگاه خویش علم و اطلاع تام دارند، و سؤال و توسل و تضرع و درخواست شفاعت را مى‌شنوند، و نسیم الطاف ایشان بر آنان مى‌وزد، و تراوش‌هاى انوارشان بر آنان فرو مى‌ریزد، و از خدا در روا شدن حاجات و برآمدن مطالب و آمرزش گناهان و برطرف شدن گرفتارى و اندوهشان شفاعت مى‌كنند. این است راز این‌كه زیارت پیغمبر و ائمه علیهم السلام مستحب مؤكد است.

علاوه بر این‌كه زیارت نمودن ایشان، پیوند با آنها و نیكى در حق ایشان و اجابت آنان است، و باعث سرور ایشان و تجدید عهد ولایت و احیاى امر و بلند آوازه كردن كلمۀ ایشان و سركوب ساختن دشمنانشان است و پوشیده نیست كه هر یك از این امور ثواب بسیار دارد.

چگونه زیارت ایشان بهترین مایۀ تقرب و شریف‌ترین طاعات نباشد، و حال آن‌كه زیارت مؤمن به تنهایى از این جهت كه مؤمن است اجر و ثواب بسیار دارد، و در شریعت پاك تأكید و ترغیب بسیار به آن شده است، از این رو زندگان به زیارت مردگان خود مى‌روند. این طریقه چنان میان ایشان متعارف است كه سنتى طبیعى به شمار مى‌رود. و نیز جلالت مؤمن در نزد خدا و ثواب پیوند با او و احسان به او و شاد ساختن او ثابت شده است، و چون حال مؤمن از این جهت كه مؤمن است چنین است، پس چه گمان مى‌كنى دربارۀ كسى كه خدا او را از هر خطایى محفوظ داشته و از پلیدى و گناه مطهر ساخته و او را بر همۀ خلایق برگزیده و برانگیخته و حجت بر عالمیان قرار داده، و او را پیشواى مؤمنان و مقتداى مسلمانان پسندیده و به خاطر او آسمان‌ها و زمین‌ها را آفریده، و او را صراط و دیده‌بان و دلیل خود قرار داده، و درى كه از آن در آیند، و نورى كه از آن روشنى گیرند، و امین كشور خود، و ریسمانى كه مایۀ پیوند میان او و بندگان اوست، از رسولان و پیامبران و امامان و اولیا. 12

بر همین اساس است كه در روایات اهل بیت علیهم السلام با مضامین و تعابیر مختلف به زیارت و تعمیر قبور آن بزرگواران اهمیت زیادى داده شده است كه بخشى از آن عام است و مربوط به همۀ ائمه مى‌باشد و بعضى از آن خاص است. در این‌جا چند روایت را در این مورد ذكر مى‌كنیم:

١. از روایات متعددى به دست مى‌آید كه اگر انسان بخواهد كاملاً به عهد و پیمانش نسبت به هر كدام از ائمه وفا كند، باید به زیارت قبورشان رود و بداند كه هر كس با میل و رغبت به زیارتشان رود و مكتب آنان را تصدیق نماید مشمول شفاعتشان در روز قیامت قرار مى‌گیرد «إنّ لكلّ إمام عهداً فى عنق أولیائه و شیعته و إنّ من تمام الوفاء بالعهد و حسن الأداء زیارة قبورهم، فمن زارهم رغبة فى زیارتهم و تصدیقاً بما رغبوا فیه كان أئمّتهم شفعائهم یوم القیامة». 13

در روایت دیگرى امام صادق علیه السلام از اجدادش و آنها از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى‌كند كه خطاب به امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: «یا اباالحسن، خداى تعالى قبر تو و قبر فرزندان تو را خانه‌اى از خانه‌هاى بهشت و عرصه‌اى از عرصه‌هاى آن قرار داده است، و دل‌هاى برگزیدگان بندگان خود را مایل به شما ساخته، تا خوارى و اذیت در راه شما را تحمل كنند، و قبور شما را آباد سازند، و براى تقرب به خدا و دوستى رسول او به زیارت آنها آیند. یا على شفاعت من مخصوص آنهاست و بر حوض من وارد مى‌شوند، و ایشانند زایران من و همسایگان فرداى من در بهشت. یا على هر كه قبرهاى ایشان را تعمیر و نگهدارى كند، مانند كسى است كه سلیمان پسر داوود را بر ساختن بیت المقدس یارى كرده است، و هر كه قبور شما را زیارت كند، معادل است با هفتاد حج بعد از حجة الاسلام (حج واجب)، و از گناهانش بیرون آید تا بازگشت از زیارت شما، مانند روزى كه از مادر متولد شده، بشارت باد تو را، و بشارت ده دوستان خود را به نعمت‌هایى كه هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به خاطر هیچ انسانى خطور نكرده است. اما اشرار مردم زیارت كنندگان قبور شما را سرزنش مى‌كنند، چنان‌كه زن بدكار را سرزنش مى‌كنند، ایشان بدترین امت من هستند، كه شفاعت من به آنها نمى‌رسد و بر حوض من وارد نمى‌شوند». 14

وهابیت و برخى عقاید آنها

در سال ١١١۵ هجرى قمرى در شهر عیینه از توابع نجد شخصى چشم به جهان گشود به نام محمد بن عبد الوهاب كه پدرش عبدالوهاب بن سلیمان، قاضى شهر عیینه و پیرو مذهب امام احمد بن حنبل بود، محمد بن عبد الوهاب در ضمن كسب علم و فراگیرى علوم اسلامى، به شدت تحت تأثیر عقاید ابوعباس احمد بن عبد العلیم، معروف به ابن تیمیه قرار گرفت و در عقایدش براى خداوند جسم قایل شد و كارهاى سنتى مسلمانان را بدعت و شرك دانست و تمام آنان را مشرك و كافر قلمداد كرد. وى به تدریج بعد از چند سال به كمك محمد بن مسعود كه از قبیلۀ عنیزه و حاكم شهر عیینه بود، عقاید خود را منتشر كرد و فرقۀ گمراه و ضالۀ وهابیت را به وجود آورد و در همان زمان فتوایى داد كه تمامى اماكن متبرك باید تخریب شود و چندین بار دستور حمله به شهرهاى كربلا و نجف و مدینة الرسول و غیره را صادر نمود و خون تمام مسلمینى كه مخالف عقیدۀ او بودند را حلال شمرد، و دستور قتل آنان را صادر كرد.

ما در این مقاله به قسمت‌هایى از عقاید وهابیت پیرامون زیارت قبور، تبرك جستن به قبور و استغاثه و طلب حوایج و زیارت قبور زنان و نماز و دعا در كنار قبر را از كتب اهل سنت پاسخ مى‌دهیم و عقاید حقۀ شیعه پیرامون زیارت قبر نبى اكرم و ائمۀ اطهار و قبور صالحین و اموات را ثابت مى‌نماییم.

تبرك جستن به قبور، استغاثه و طلب حوایج

ابن تیمیه و پیروان او تبرك جستن به قبور و دست ساییدن و بوسیدن آنها را حرام مى‌دانند و به مسلمانان نسبت شرك و كفر مى‌دهند و آنها را «قبوریون» و «عبادت كنندگان قبرها» مى‌نامند و عمل مسلمانان را همانند عمل مردم دوران جاهلیت با بت‌هاى خود مى‌دانند.

در رد سخنان آنها مى‌گوییم:

اول: اگر نصى هم بر جواز تبرك جستن و بوسیدن قبور وارد نشده باشد، باز این اعمال رجحان شرعى دارد، چون تعظیم شعایر است. انبیا داراى احترام و مقام هستند و این احترام با مرگ آنها از بین نمى‌رود، امام مالك بن انس به منصور مى‌گوید:

«احترام به پیامبر در حالى كه از دنیا رفته، مثل احترام در دوران حیاتش مى‌باشد». 15

پس احترام به نبى اكرم صلى الله علیه و آله و صالحین با مرگ آنان از بین نمى‌رود و همواره واجب است.

دوم: اگر تعظیم شعایر «عبادت شمرده شود» و حرام باشد و نیز احترام به قبور و بوسیدن آنها عبادت و شرك دانسته شود، پس احترام و تعظیم كعبه و طواف كعبه هم باید شرك باشد و همچنین تعظیم حجر الاسود و بوسیدن آن، تعظیم خانه و مقام ابراهیم و تعظیم مساجد پیامبر و مشاعر و تعظیم و احترام به پدر و مادر و به سجود ملائكه در برابر حضرت آدم و سجدۀ برادران و پدر در برابر حضرت یوسف، احترام سربازان به فرماندهان خود، تعظیم و احترام اصحاب نبى براى پیامبر صلى الله علیه و آله ، تعظیم خلفا براى پیامبران و حتى تعظیم وهابیت براى رؤساى خود، همگى باید شرك باشد! در حالى كه هیچ یك از وهابیان به این امر اذعان ندارند.

سوم: عمل صحابه و صالحان در این زمینه خلاف نظر وهابیت است، آنان قبرها را مس مى‌كردند و مى‌بوسیدند و خود را به آن مى‌ساییدند و به خاكش تبرك مى‌جستند.

نمونه‌هایى چند در این زمینه نقل مى‌شود:

١. تبرك جستن حضرت فاطمۀ زهرا علیها السلام به خاك قبر پدرش

حضرت على علیه السلام نقل مى‌كند: وقتى پیامبر صلى الله علیه و آله دفن گردید، فاطمه علیها السلام كنار قبر وى ایستاد و مقدارى از خاك قبر را برداشت و بر صورت نهاد و اشك ریخت و این دو شعر را سرود: «چه مى‌شود آن كس را كه خاك قبر احمد را ببوید و تا زنده است از بوییدن مُشك‌هاى گران قیمت بى‌نیاز شود! مصیبت‌هایى بر من وارد شد كه اگر به روزهاى روشن فرود مى‌آمد، با شب تار تبدیل مى‌گشت». 16
٢. تبرك جستن ابو ایوب انصارى به قبر پیامبر صلى الله علیه و آله

داوود بن ابى صالح مى‌گوید: مروان بن حكم روزى وارد مسجد شد، دید مردى صورت خود را بر قبر پیامبر نهاده است، مروان گردن او را گرفت و به او گفت:

مى‌دانى چه مى‌كنى؟ آن مرد رو به مروان كرد (و معلوم شد كه ابو ایوب انصارى است) و گفت: آرى، من به سوى سنگ نیامده‌ام، من نزد پیامبر آمده‌ام، از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه فرمود: «زمانى كه دین را اهل دین رهبرى كنند براى دین گریه نكنید، آن‌گاه گریه كنید كه رهبرى دین را نا اهل بر عهده گیرد». 17

این حدیث را حاكم نیشابورى در مستدرك و ذهبى صحیح دانستند.

سبكى مى‌گوید: اگر اسناد چنین حدیثى درست باشد دیگر لمس كردن دیوار قبر مكروه نیست. 18

از جمله چیزهایى كه جاى شگفتى دارد این است كه حتى بنى امیه با آن‌همه الحاد و كفر باطنى و با آن همه دشمنى با اهل بیت، به شرافت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله اعتقاد داشتند.

وقتى كه امام حسن مجتبى علیه السلام به شهادت رسید، به سفارش آن امام، براى تجدید عهد با پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌خواستند جسم شریف وى را نزد جدش ببرند، بنى امیه به خیال این‌كه مى‌خواهند امام را كنار قبر جدش دفن كنند، لباس سلاح بر تن كردند و با شدیدترین وجه مانع شدند و دلیل آنها این بود كه آیا عثمان در دورترین جاى بقیع دفن شود و امام حسن علیه السلام در كنار جد خودش؟! اگر براى قبر احترام و شرف و بركت نبود، براى چه بنى هاشم مى‌خواستند جنازۀ امام حسن علیه السلام را بنا به وصیت حضرت، براى تجدید عهد با جدش نزد قبر پیامبر ببرند؟ آیا این جز توسل و تبرك جستن به پیامبر صلى الله علیه و آله چیز دیگرى هست؟ و شگفت این‌جاست كه اصلاً چرا بنى امیه از این‌كه عثمان در دورترین جاى بقیع دفن شده اظهار تأسف مى‌كردند و از دفن امام حسن علیه السلام ممانعت مى‌كردند؟ آیا این جز شرف و فضل قبر پیامبر صلى الله علیه و آله نزد عموم مسلمین، چیز دیگرى بود ؟». 19

نظر تعدادى از فقهاى اهل سنت

١. فتواى ابن حنبل: ابن جماعۀ شافعى مى‌گوید: عبد اللّٰه بن احمد حنبل این روایت را از پدرش نقل كرده است: «از پدرم در بارۀ مردى كه منبر و قبر رسول خدا صلى الله علیه و آله را براى ثواب مس مى‌كرد و تبرك مى‌جست و مى‌بوسید پرسیدم، در جواب گفت: اشكالى ندارد». 20

٢. فتواى رملى شافعى: اگر به قبر نبى یا ولى یا عالمى دست بكشد و یا ببوسد، آن هم به قصد تبرك اشكال ندارد. 21

٣. شیخ عدوى حمزاوى مالكى مى‌گوید : شكى نیست كه بوسیدن قبر شریف پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله ، غیر از تبرك جستن به خدا چیز دیگرى نیست و این از حدیث جواز، سزاوارتر از بوسیدن قبر اولیا آن هم به قصد تبرك است. 22

زیارت قبور و مشاهد

زیارت سایر قبور، مثل زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌باشد و دربارۀ مشروعیت آن اختلاف نظرى نیست و خود پیامبر صلى الله علیه و آله به زیارت قبور مى‌شتافت و مسلمین را بر این عمل توصیه و ترغیب مى‌كرد. آن حضرت به زیارت قبر مادرش آمنه بنت وهب مى‌رفت و سیرۀ مسلمانان نیز چنین بود كه به زیارت قبور مسلمین مى‌شتافتند. در این‌جا براى اثبات موضوع به بعضى از روایاتى كه پیرامون زیارت قبور وارد شده است مى‌پردازیم.

١. سلیمان بریده از پدرش، از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل كرده است: «شما را از زیارت قبور نهى كردم، آگاه باشید كه این به بعد قبور را زیارت كنید 23 كه آخرت را به یاد مى‌آورد». 24

شیخ منصور مى‌گوید: عموم علما از امر پیامبر صلى الله علیه و آله «قبور را زیارت كنید»؛ استحباب را فهمیده‌اند و ابن حزم معتقد است: «امر در این روایت دال بر وجوب است كه آدمى در طول عمرش یك بار هم كه شده، باید به زیارت نبى صلى الله علیه و آله برود». 25

تذكر: علت این‌كه پیامبر صلى الله علیه و آله به طور موقت از زیارت قبور نهى كرده بود و بعد از آن اجازه فرمود: احتمال دارد نهى آن حضرت به جهت كفر اموات گذشتگان باشد كه اكثراً بت‌پرست بوده‌اند و پیامبر صلى الله علیه و آله با نهى خود مى‌خواست به مسلمانان بیاموزد كه علاقه و پیوندى میان جهان اسلام و جهان شرك نیست. 26

٢. ابن مسعود از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل مى‌كند: «آگاه باشید! از این پس قبور را زیارت كنید، چرا كه شما را به دنیا بى اعتنا مى‌سازد و آخرت را به یاد مى‌آورد». 27

٣. امام على علیه السلام در مورد زیارت قبور اموات مى‌فرماید:

«زوروا موتاكم ؛ فإنّهم یفرحون بزیارتكم، و لیطلب الرجل حاجته عند قبر أبیه و أمه بعد ما یدعو لهما». 28 اموات خود را زیارت كنید، زیرا آنان از دیدار شما خوشحال مى‌شوند، انسان باید بعد از آن‌كه بر سر قبر پدر و مادر خود برایشان دعا كرد، حاجت خود را از خدا بخواهد.

۴. در روایتى داوود رقى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: انسان سر قبر پدر خود و خویشاوندان و غریبه مى‌رود. آیا این كار براى او سودى دارد؟ فرمود: آرى، همان‌طور كه اگر به یكى از شما هدیه‌اى داده شود خوشحال مى‌گردد، مرده نیز از كار خیر شما خوشحال مى‌شود. 29

۵ . مولا على علیه السلام هنگام عبور از گورستانى فرمود: سلام بر شما اى خفتگان در گور، شما رفتید و ما ماندیم و اگر خدا بخواهد به شما خواهیم پیوست. در خانه‌هاى شما دیگران مى‌نشینند و همسرانتان ازدواج كرده‌اند و اموالتان تقسیم شده است. این خبرى است كه ما داریم. كاش مى‌دانستم شما چه خبر دارید؟ آن‌گاه فرمود: بدانید كه اگر آنها زبان داشتند، مى‌گفتند: ما تقوى را بهترین ره توشه یافتیم». 30

آیا براى زنان جایز است به زیارت قبور بروند؟

در مورد حضرت فاطمه علیها السلام نقل شده است: ایشان همیشه قبر حمزه سید الشهدا و سایر شهداى احد را هر جمعه یا هفته‌اى دو روز زیارت مى‌كرد. این عمل در زمان حیات مبارك پیامبر صورت مى‌گرفت و حتى بعد از رحلت پدر بزرگوارشان تا زمانى كه از دنیا رفت ادامه مى‌داد و هیچ‌گاه از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و امام على علیه السلام و حتى از هیچ یك از صحابه، این عمل نهى نشده است.

در حالى كه وى دست پروردۀ پدر گرامى خود بود و علم آن حضرت از دیگران نیز بیشتر بود. پس اگر این عمل اشكالى داشت، خود جناب فاطمه علیها السلام آن را انجام نمى‌داد و نیازى نبود كه از طرف پدر گرامى و همسر گران‌قدرش نهى شود.

در این زمینه روایات بسیارى از علماى اهل سنت نقل شده است كه به ذكر دو حدیث اكتفا مى‌شود:

١. حضرت فاطمه علیها السلام هر روز جمعه قبر عموى گرامى‌اش حمزه علیه السلام را زیارت

مى‌كرد و در آن‌جا نماز بجاى مى‌آورد و گریه مى‌نمود. 31

٢. حضرت فاطمه علیها السلام قبور شهداى احد را هر روز یا هر سه روز یك‌بار زیارت مى‌كرد و در آن‌جا نماز بجاى مى‌آورد و گریه و دعا مى‌نمود. 32

نماز و دعا نزد قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و سایر قبور

وهابیت نماز و دعا نزد قبور را منع كرده و آن اعمال را شرك و كفر و حرام دانسته است. ابن تیمیه مى‌گوید: «صحابه هر زمان كه نزد قبر پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌آمدند بر او سلام مى‌فرستادند و وقتى قصد دعا داشتند و رو به روى قبر شریف نبوى بودند، خداوند را نمى‌خواندند، بلكه از قبر برگشته و روى خود را به طرف قبله مى‌كردند و سپس خداوند را مى‌خواندند. چنان كه در سایر بقعه‌ها، همین عمل را انجام مى‌دادند. به همین دلیل هیچ كس از پیشوایان گذشته نگفته است كه نماز نزد قبور و مشاهد اولیا مستحب است و نیز نگفته اند كه نماز و دعا در آن‌جا افضل از جاهاى دیگر است، بلكه همگى اتفاق نظر دارند كه نماز در مساجد و خانه‌ها افضل از برگزارى آنها در نزد قبور اولیا و صالحان است». 33

در پاسخ به آنان باید گفت:

اولاً : عموم روایاتى كه مى‌گوید نماز و دعا در هر مكانى جایز است، دلالت مى‌كند بر این‌كه نماز و دعا نزد قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و قبور انبیا و صالحان نیز جایز است، لذا حكم به جواز به جهت آن عمومات و اطلاقات است.

ثانیاً : آنچه كه از دین فهمیده مى‌شود این است كه نماز و دعا و حتى مطلق عبادات در هر مكانى كه شرف و احترامش از شرع رسیده باشد، رجحان دارد. از طرفى شرف هر مكانى به كسى است كه در آن مكان قرار دارد و شرف و احترام قبر به آن جسد مبارك و پاكى است كه در آن جاى گرفته است. آیا از نظر شرع مقدس قبر پیامبر صلى الله علیه و آله شرفى ندارد؟!

ثالثاً : آیۀ ۶۴ سورۀ نساء «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ...» دلالت مى‌كند كه دعا نزد قبر پیامبر صلى الله علیه و آله رجحان دارد، چون كلمۀ «جاءُوك» هم شامل حیات حضرت مى‌شود و هم شامل ممات آن حضرت و حرمت احترام پیامبر صلى الله علیه و آله پس از درگذشت او، بسان احترام او در حال حیات است.

امام مالك در برخورد با منصور به این نكته تصریح كرده است كه تفصیل قضیه بدین قرار است:

قاضى عیاض، سخنان بین منصور دوانیقى و مالك بن انس را این گونه نقل مى‌كند:

«وقتى منصور وارد حرم پیامبر صلى الله علیه و آله شد، بلند، بلند سخن مى‌گفت، مالك بن انس (فقیه مدینه) رو به وى كرد و گفت: اى امیر المؤمنین! صدایت را در مسجد بلند نكن، خداوند گروهى را ادب نمود و به آنان دستور داد كه «لاٰ تَرْفَعُوا أَصْوٰاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ » 34 و نیز گروهى را تشویق كرد كه هنگام سخن گفتن با پیامبر صلى الله علیه و آله صداى خود را پایین مى‌آوردند: «إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوىٰ ». 35 خداوند از كسانى كه از پشت درب، فریاد مى‌كشیدند و مى‌گفتند:

«اى پیامبر! هر چه زودتر از اتاق بیرون بیا» نكوهش كرده، و مى‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُنٰادُونَكَ مِنْ وَرٰاءِ الْحُجُرٰاتِ أَكْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ ». 36

بعد مالك گفت: احترام پیامبر پس از درگذشت او همانند احترام او در حال حیات است. وقتى سخن مالك به این‌جا رسید، منصور دوانیقى به خود آمد و به مالك گفت: به هنگام دعا رو به قبله بایستیم یا رو به حجرۀ رسول خدا؟ مالك در جواب گفت: چرا از رسول خدا رو بر مى‌گردانى در حالى كه او وسیلۀ تو و وسیلۀ پدرت آدم تا روز قیامت است. رو به حجرۀ رسول خدا كن، خدا شفاعت او را مى‌پذیرد، چرا كه مى‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» 37. 38

شمس الدین جزرى مى‌گوید: اگر دعا نزد قبر نبى صلى الله علیه و آله مستجاب نشود، پس در كدامین مكان به استجابت خواهد رسید؟! 39

رابعاً: سیرۀ حضرت فاطمه علیها السلام بر خلاف رأى وهابیت است، او قبر عمویش حمزه را در هر روز جمعه زیارت مى‌كرد و در كنار آن نماز مى‌گزارد و گریه مى‌كرد. 40

حاكم نیشابورى از علماى بزرگ اهل سنت، در بارۀ این روایت مى‌گوید:

راویان این حدیث تا آخر، افرادى ثقه‌اند و من در بارۀ احادیثى كه تشویق به زیارت قبور مى‌نمود، عمیقاً جست و جو كردم تا مشاركتى در امر ترغیب به زیارت قبور داشته باشم (و ثوابى برایم منظور گردد). انسان فرومایه باید بداند كه زیارت قبور، سنتى حتمى است و باید توجه كرد كه حضرت حمزه سید الشهدا علیه السلام در سال سوم هجرى شهید شد و پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله در سال یازدهم هجرى از دنیا رفت و فاطمه زهرا علیها السلام در این فاصله (مدت هفت سال) هر روز جمعه مدینه را ترك مى‌كرد و به احد مى‌رفت و قبر حضرت حمزه علیه السلام را زیارت مى‌كرد.

این عمل در منظر رسول خدا صلى الله علیه و آله بود و او عمل فاطمۀ زهرا علیها السلام را نهى نفرمود.

فاطمۀ زهرا علیها السلام بعد از پدرش (بنا بر قول اهل سنت) 41 شش ماه زندگى نمود و در این مدت كوتاه نیز به زیارت قبر حضرت حمزه علیه السلام مى‌رفت و عملش در دید صحابه و حضرت على بن ابى طالب علیه السلام بود و آنان او را از این عمل نهى نكرده‌اند. در روایتى آمده است: حضرت صدیقۀ طاهره علیها السلام قبور شهداى احد را هر دو روز و سه روز زیارت مى‌كرد و در آن‌جا نماز مى‌گزارد و دعا و گریه مى‌كرد. 42

آیا سنت پیامبر صلى الله علیه و آله بر فاطمه علیها السلام (كه پیامبر فرمود: خداوند با خشنودى او، خشنود مى‌شود و به غضب او غضبناك مى‌گردد) 43 مخفى بود؟ آیا زیارت قبورى كه انجام مى‌داد، مخالف با سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله بود؟

آیا این امر واقعاً بر ابن تیمیه مخفى ماند تا جرأت كند و مدعى شود: احدى از پیشوایان گذشته نگفته‌اند: نماز نزد قبور و مشاهد مستحب است؟!. 44

پیرامون زیارت قبور و مشاهد شریف و آداب آن، احادیث و روایات فراوانى در كتب شیعه و سنى وجود دارد كه ما به طور خلاصه به قسمتى از این روایات اشاره كردیم و اگر كسى اهل دقت و نظر باشد درس یابد كه زیارت قبور و مشاهد مشرفه، آثار و بركات فراوانى دارد و در زندگى دنیوى و اخروى ما تأثیر مى‌گذارد. لذا براى نشان دادن اهمیت این زیارات در بعضى از روایات وارد شده است كه مثلاً زیارت قبر امام حسین علیه السلام ثواب هزار حج و هزار عمرۀ مقبول را دارد 46 و یا امر مى‌فرماید كه حداقل سالى یك بار به زیارت قبر حسین علیه السلام بروید. 45

در روایتى از امام رضا علیه السلام آمده است كه مى‌فرماید: برترى و فضیلت قبر امیر مؤمنان بر زیارت قبر حسین علیه السلام همچون برترى و فضیلت خود امیر المؤمنین علیه السلام بر امام حسین علیه السلام است. 47

از این قبیل روایات پیرامون زیارت قبور ائمۀ معصومین و پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و فاطمۀ زهرا علیها السلام و اولیا و صالحین فراوان است.

حتى امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: هر كس كه نتواند قبرهاى ما را زیارت كند، قبور برادران صالح ما را زیارت نماید. 48

علاقه‌مندان براى اطلاع بیشتر و تحقیقات گسترده‌تر مى‌توانند به كتب ادعیه و زیارات و نیز كتب حدیثى مانند بحار الأنوار (ابواب زیارات و قبور)، كامل الزیارات، وسائل الشیعه همچنین كتاب گران سنگ الغدیر علامه امینى و... و كتب برادران اهل سنت به خصوص صحاح سته و مستدرك حاكم نیشابورى و وفاء الوفاء و... مراجعه نمایند.

سید محمد مرتضوى هشترودى

پی نوشت:
1) . سورۀ نساء، آیۀ ۶۴ .
2) . الغدیر، ج ۵، ص ١٢۵ - ١۴۴.
3) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١۴٢، ح ١٨ .
4) . ر.ك: الغدیر، ج ۵، ص ١۶۵ .
5) . الغدیر، ج ۵، ص ١۴۶؛ بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١٣٩ .
6) . شفاء السقام، ص ٢٧؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١٣۴٢؛ بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ١۴٠؛ علل الشرائع، ص ۴۶٠ .
7) . شفاء السقام، ص ۴۴.
8) . وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١٣۴٠ .
9) . الفتوح، ج ۵ ، ص ١٨١.
10) . همان، ص ١٨ .
11) . سورۀ آل عمران، آیۀ ١۶٩.
12) . علم اخلاق اسلامى، ص ۴٩۶ و ۴٩٧ .
13) . بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ١١۶، ح ١، به نقل از عیون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٢۶٠، ح ٢۴؛ علل الشرائع، ص ۴۵٩ .
14) . بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ١٢٠، ح ٢٢؛ علم اخلاق اسلامى، ج ٣، ص ۴٩٨ .
15) . كشف الارتیاب، ص ٣۴٣.
16) . ما ذا على من شم تربة احمد أن لا یشمّ مدى الزمان غوالیاً صبّت علىّ مصائب لو أنها صبّت على الأیّام صرن لیالیاً. ارشاد السارى، ج ٣، ص ٣۵٢؛ الاتحاف، شبراوى، ص ٩٠؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١٠۴؛ مشارق الأنوار، ص ۶٣؛ الفتاوى الفقهیه لابن حجر، ج ٢، ص ١٨؛ السیرة النبویة، ج ٢، ص ٣۴٠؛ كشف الارتیاب، ص ٣۴٧؛ المواهب اللدنیة، ج ٣، ص ۴٠٠؛ مجموعۀ آشنایى جوانان با معارف اسلامى (٣)، ج ٢، ص ٢١.
17) . مستدرك حاكم نیشابورى، ج ۴، ص ۵۶٠، ح ٨۵٧١؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١۴٠۶؛ مسند احمد، ج ۵ .
18) . الغدیر، ج ۵، ص ١۴٩. علامه امینى مى‌گوید: این حدیث مطلبى را براى ما روشن مى‌كند و آن این‌كه منع از توسل به قبور پاكان، از بدعت‌هاى اموى‌ها مى‌باشد.
19) . كشف الارتیاب، ص ٣۴۴، به نقل از استاد نجم الدین طبسى در مجموعه آشنایى جوانان با معارف اسلامى (٣)، ج ٢، ص ٢۴.
20) . وفاء الوفاء، ج ۴، ص ١۴١۴.
21) . این سخن را شبراملى از شیخ ابى ضیاء (م ١٠٨٧) در حاشیۀ المواهب اللدنیة نقل نمود و كنز المطالب (اثر حمزاوى) نیز در ج ٣٣، ص ٢١٩ حكایت آن است.
22) . كنز المطالب، ص ٢٠؛ الغدیر، ج ۵، ص ١٩۶؛ مشارق الأنوار، ج ١، ص ١۴٠.
23) . سنن نسائى، ج ۴، ص ٨٩؛ مستدرك حاكم نیشابورى، ج ١، ص ۶٣٠، ح ١٣٨۵ .
24) . سنن ابن ماجه قزوینى، ص ۵٠١، ح ١۵۶٩ - ١۵٧٢ .
25) . التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ٣٨١؛ جامع الاصول، ج ١١، ص ۴٣٨ .
26) . آیین وهابیت، ص ١٠٧ به نقل از استاد نجم الدین طبسى، ج ٣، زیارت قبور.
27) . سنن ابن ماجه، ج ١، ص ۵٠١، ح ١۵٧١ .
28) . الخصال، ص ۶١٨، ح ١٠ .
29) . بحارالأنوار.
30) . همان، ج ٧۵، ص ٧١، ح ٣۵.
31) . مصنف عبدالرزاق، ج ٣، ص ۵٧٢ و ۵٧۴؛ سنن الكبرى، ج ۴، ص ١٣١.
32) . سنن الكبرى، ج ۴، ص ١٣١؛ مستدرك حاكم نیشابورى، ج ١، ص ۵٣٣ .
33) . رسالۀ زیارة القبور، ص ١۵٩ به نقل از ترجمۀ كتاب: روافد الایمان إلى عقائد الإسلام، استاد نجم الدین طبسى، ج ۴، ص ٣٣.
34) . سورۀ حجرات، آیۀ ٢.
35) . همان، آیۀ ٣.
36) . همان، آیۀ ۴.
37) . سورۀ نساء، آیۀ ۶۴ .
38) . الشفاء، ج ٢، ص ١ و ج ٢، ص ٢٠۶؛ كشف الارتیاب به نقل از سمهودى. این ماجرا در كتب دیگر هم آمده است: الصارم المنكى، ص ٢۴۴ ابن حجر در تحفة الزوار آن مطلب را صحیح دانسته و ناقلین آن را به وثاقت تأیید كرده است.
39) . رویكرد عقلانى بر باورهاى وهابیت، ج ۴، ص ٣۶؛ الغدیر، ج ۵، ص ١٨۶ .
40) . مصنف عبدالرزاق، ج ٣، ص ۵٧۴؛ مستدرك حاكم نیشابورى، ج ١، ص ٣٧٧؛ سنن الكبرى، ج ۴، ص ١٣١؛ سنن بیهقى، ج ۴، ص ٧٨٨ .
41) . سیر اعلام النبلاء، ج ٢، ص ١٢٧.
42) . وفاء الوفاء، ج ٢، ص ٩٣٢؛ كشف الارتیاب، ص ٣٧٧. در اوایل قرن دوم روى قبر حضرت حمزه علیه السلام مسجدى بنا كردند و این مسجد همچنان آباد بود تا این‌كه وهابیان آن را ویران ساختند. وفاء الوفاء، ج ٣، ص ٩٢٢.
43) . فتح البارى، ج ٧، ص ١٣١.
44) . زیارة القبور، ص ١۵٩ .
45) . بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ٢۵٧، ح ١.
46) . همان، ج ٩٨، ص ١٣، ح ۵ .
47) . همان، ج ٩٧، ص ٢۶٢، ح ١۴.
48) . همان، ج ٧١، ص ٣۵۴، ح ٢٩ .
 
 
فهرست منابع

١. قرآن كریم.
٢. الاخلاق، علامه شبر، ترجمۀ محمد رضا جهاران، هجرت، قم.
٣. بحار الأنوار، علامه محمد باقر مجلسى، مؤسسة التاریخ العربى و احیاء التراث العربى، بیروت.
۴. رویكرد عقلانى بر باورهاى وهابیت، ترجمۀ كتاب روافد الایمان إلى عقائد الاسلام، استاد نجم الدین طبسى، بخش فرهنگى دفتر آیت اللّٰه فاضل لنكرانى، قم.
۵. زیارات، سید محمد حسینى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران.
۶. سنن، ابن ماجه قزوینى، دار الكتاب المعمرى قاهره و دار الكتاب البنانیه، بیروت.
٧. سنن، أبى داوود، المكتبه العصریه، بیروت.
٨. شرح نهج البلاغه، ابن أبى الحدید، دار احیاء التراث العربى.
٩. صحیح، مسلم، دار ابن حزم، بیروت.
١٠. صحیح، بخارى، احیاء التراث العربى بیروت.
١١. علم اخلاق اسلامى (ترجمه كتاب جامع السعادات)، علامه مولى مهدى نراقى، ترجمۀ دكتر سید جلال الدین، چاپ دوم ١٣٧٠، حكمت، تهران.
١٢. الغدیر فى الكتاب و السنه و الأدب، علامه عبد الحسین امینى، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت.
١٣. كشف الارتیاب، سید محسن امین، چاپ پنجم.
١۴. مستدرك الوسایل و مستنبط المسائل، حاج میرزا حسین نورى، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث.
١۵. المسند، احمد بن محمد حنبل، دار الجبل، بیروت.
١۶. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى.
١٧. مفاتیح نوین، آیت اللّٰه مكارم شیرازى، مدرسۀ امام على بن أبى طالب علیه السلام ، قم.
١٨. میزان الحكمه، محمدى رى شهرى، دار الحدیث، قم.
منبع : پایگاه جامع امام زادگان




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : زیارت قبور، وهابیت، ابن تیمیه، شرك،


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات